سرزمین نوروز
دراین تارنما،مجموعه اشعار تالشی و فارسی، مقاله ها و طنز نوشته ها، اثر رضا نعمتی کرفکوهی ارائه میگردد. 
وسا
کانال تلگرام ما
جملات دکترشریعتی

فرهنگ یاوری در جوامع تالش



نوشتاری از: استاد رمضان نیکنهاد- در وبسایت http://taleshstan.ir/

انسانها از همان آغاز پیدایی خود بطور گروهی زندگی کرده اند واز طریق همیاری با یکدیگر نه تنها در گرد آوری آذوقه وشکار می توانستند مشترکا از عهده کارها برآیند بلکه در مواقع خطر وهجوم حیوانات وحشی قادر بودند از خود دفاع نمایند . یاوری به معنای همیاری و به عنوان کار با همدیگر وبرای همدیگر نه تنها به عنوان ویژگی های زندگی انسانها در اجتماعات اولیه بود بلکه این سنت نیکو همزمان با رشد و توسعه جوامع ، تکامل یافته است وهزاران سال در جوامع مختلف روستایی بین اقوام ایرانی بویژه مردم تالش، ادامه یافته است وتوانسته است بخشی از کمبود های نیروی انسانی وسرمایه ووابزار کارخانواده را جبران نماید ، آن رسم زیبا را با قوت تمام حتی در حدود چهار دهه قبل در دوران نوجوانی خود در جامعه تالش فومنات، شاهد بودم ،

یاوری بین قوم تالش تنها مختص به کار کشاورزی ودامداری وامورمردان یا زنان نبود بلکه در بیشتر امور زندگی علاوه بر کارو شغلهای معیشتی در کارهای مرتبط با غم وشادی یکدیگر هم یاوری داشتند .یاوری دهنده کار را درقبال دریافت مزد و جبران آن انجام نمی داد بلکه آن را به عنوان یک حس انساندوستی برای روز های سخت زندگی خود ذخیره می نمود و همیشه یک فرد تالشی بخشی از وقت وسرمایه خود را صرف کارهای شخصی میکرد وبخشی دیگر از وقت وسرمایه خودرا صرف همیاری ویاوری مشکلات افراد فامیل وهمسایه وهم ولایتی بکار می برد.

فرهنگ یاوری مردمان تالش ، باعث آن گردید که هیچ تالشی تنها وبی کس ،بیکارو بی خانه وبی همسر نگردد وپدر ومادر تالشی هم نزد فرزندان خود برای تشکیل زندگی مستقل شرمنده وبدهکار نگردد ،مردم تالش بایاوری وهمیاری قسمت اعظم عمران وآبادانی دیارشان راحتی بدون کمک دولتها انجام میدادند وبا کمک همدیگر وبه صورت گروهی احداث مسجد ومدرسه ،پلها وراهها ونهرهای آبیاری را انجام میدادند. گسترش یاوری در بین تالشان به شکلی بود که فرهنگ یاوری را به عنوان یکی از ویژگیهای زیبای تالشان قلمداد می کردند و عاملی بود که هیچ بیگانه ای نمی توانست به تالش ظلم وبه سرزمینش تجاوز نماید و تالشان جلوه ای زیبا ازاتحاد وهمدلی و فرهنگ اصیل وباستانی ایرانیان را به نمایش میگذاشتند .

مردم تالش که در گذشته بیشتر با دامداری وکشاورزی در کوهستان وکوهپایه ها زندگی و امرار معاش میکردند ، پیوسته در معرض خطرات وبلایایی چون بیماری های واگیر وکشنده انسان ودام وطیور وگیاه، سیل وزلزله ،برف وکولاک سنگین و هجوم حیوات وحشی و متجاوزین قرار داشتندو بیش از جوامع دیگر آسیب پذیر بودند که بدون کمک یکدیگر هرگز قادر نبودند از عهده مشکلات خود برآیند ، بدین خاطر یاوری با یکدیگر ضرورت داشت تا نارسایی ها ودشواری های زندگی اجتماعی از طریق همکاری برطرف شود .

تراکم زیاد کار در فصل های بهار وتابستان باعث می شد که تالشان در کار دامداری وزراعت مدام بین ییلاق (گیریَه)وقشلاق (گیلون) عموما آن فاصله که دارای جاده های مال رو یی بود وطی آن مسیر سخت ووقت گیر بود ، جهت رسیدگی به کارهایشان تغییر مکان دهند . کشاورزان برنج کار تالشی به علت محدودیت زمان کشت ،ابتدا زن ومرد با یاوری ، زمین افرادی را که با آنها عهد یاوری داشتند اگر آماده کشت بود بطور گروهی شخم و نشاگری میکردند.

در آن روز زن ومرد میزبان تمام وقت خود را جهت سرویس دهی وآماده نمودن بوته برنج و پذیرایی غذا از یاوران مهمان صرف می نمودند و یاوران هم حین کار عموما با آوازها وسرودها ونقل ها و بازگویی خاطرات شیرین ،سختی کار را برای همه نشاط آور میکردند ودر مدت کوتاهی که کار نشای زراعت یکی پایان می یافت ، فردا را برای یاوری دیگری برنامه ریزی میکردند ودر فصل برداشت برنج هم به علت ریزش باران های مداوم که موجب پوسیدگی خوشه های برنج واز بین رفتن محصول میشد ،کار درو کردن نیز به مانند نشاگری به صورت جمعی انجام میگرفت ،

در سایر زمینه های کشاورزی چون وجین و خرمن کوبی وآبیاری ولایروبی نهر آب و پرورش کرم ابریشم وپیله چینی ونخ ریسی وچای چینی و گردو چینی و دوشاب پزی هم یاوری عاملی بوده که تالشان راحت تر می توانستند از عهده کار های سخت کشاورزی برآیند .

دامداران تالشی نیز با افرادی که در ییلاق و میان کوه که مکانهای معتدل بین قشلاق وییلاق است مرتع مشترک داشتند با یاوری وبطور گروهی دام های خود را کوچ میدادند و مردان با تقسیم کار از دام ها در بخشهای جداگانه گاوها وگوساله ها وگوسفندان وبره ها نگهداری ومراقبت می کردند و سگ های گله هم به طور گروهی دام ها را از هجوم حیوانات درنده در امان نگه میداشتند در موقع چرای شب هم مراقبت وپاسداری از دامها رابه صورت نوبتی نگهبانی میکردند وکار یاوری در زمینه شیر دوشی و پشم بری و جمع آوری علوفه وتهیه محصولات لبنی نیز صورت میگرفت .

و آنگاه که دامداری براثر حوادثی دامهای خود را ازدست می داد هرکدام از دامداران به تنهایی یا مشترکا با اهدا یک راس دام به عنوان بونوتی به کمک دامدار خسارت دیده می آمدند طوری که تعداد دامها یا طیور جمع آوری شده می توانست برای شروعی دیگر برای دامدار تالش خسارت دیده ، کارساز باشد امری که هرگز یک دامدار به تنهایی و بدون یاوری وهمیاری یکدیگر نمی توانست از عهده همه کارهای دامداری برآید .

وقتی زما ن ازدواج جوان تالشی فرا میرسید حتی از نظر فکری ومشورت او وخانواده اش بی نصیب از یاوری اهالی تالش نبود ووقتی جفت مناسب راکه معمولا ازبین تالشان وآشناها که دارای فرهنگ یکسان وتفاهم بیشتری با یکدیگرند ، انتخاب میشدند وبرای برپایی جشن عروسی آن جوانها هریک از اهالی تالش در روستا کمکی میکردند ، افرادی با آشپزی وکار وپذیرایی وافراد زیادی نیز هریک با اهدا ی یک یا چند مرغ و اردک یا برنج وکشمش وگردو وآرد و پنیر وروغن وحبوبات وانواع میوه آنقدر کمک میکردند که هرگز خانواده داماد فشار سنگین مخارج جشن را احساس نمی کردند

علاوه براین هرکس به قدر توان مالی خود ،پولی را به عنوان دوران به عروس وداماد هدیه میکردند که سرمایه اولیه زندگی مشترک دو جوان را تامین میکرد وبرای جهیزیه عروس هم فامیل واهالی هریک با مشورت مادر عروس یک قلم از نیاز های زندگی اولیه عروس وداماد را تقبل میکردند و خانواده عروس با آبرو وعزت دختر خود را روانه خانه بخت می نمودند .

یاوری این سنت زیبای تالش با عث نوعی همدلی و پیوند عاطفی در اهالی تالش بود که همه خواهان حل مشکلات همدیگر میشدند وکمتر اتفاقات تلخی چون طلاق در کانون خانواده ها اتفاق می افتاد و هیچ جوانی نبود که به علت مخارج عروسی از ازدواج سر باز زند .بعد از آنکه عروس وداما د ازدواج کردند چند سال اولیه را در خانه پدری داماد مستقر میشدند و بعد نوبت به خانه برای عروس وداما دفرا میرسید و وقتی که کدخدا یا بزرگ اهالی برای خانه سازی آن جوانها فرا خوان میداد هریک با مشورت نجار وپدر داماد بخشی از مصالح یا کار ساخت خانه چوبی وگلی را تقبل میکردند .

خانه که عموما دوطبقه داشت ،طبقه اول دارای دواتاق یکی بزرگ برای گاوها وورودی از پشت بود واتاق دیگر انبار محصولات بود و دارای ورودی وکریدوری به نام تَجَروراه پله داشت و طبقه دوم هم دو اتاق ویک ایوان سراسری داشت که برای زندگی اولیه تا سالها کفایت مینمود .

در هنگام زیارت وسفر هم هرکدام از تالشان با اهدای نذری به یاری مسافر میرفتند طوری که بیشتر هزینه سفر با یاوری تامین میشد و زائر هم پس از برگشت از سفر وزیارت با کمک اهالی جشن ولیمه دهی برپا میکرد و در آن شب پس از صرف شام به هرکدام از اهالی هدیه ای به عنوان تبرکی مانند تسبیح وعطرومهرو جانماز وکشمش ونخود داده میشد .

در هنگام تولد نوزاد تالش هم در شب ششم تولد جشنی بنام شیشه شب برگزار میشد وصاحب فرزند در آن شب جشن از اهالی پذیرایی میکرد و اهالی با فندق بازی و سرگرمیهای دیگر تا پاسی از شب را به جشن وسرور می پرداختند که بیشتر هزینه این جشن با اهدای چشم روشنی نورسیده ویاوری اهالی تامین میشد . در هنگام بیماری و مرگ هم هرگز یک تالش تنها نمی ماند و با مرافبت از بیما رو تامین غذای خاص او چون شیر وسوپ وآش به کمک او می آمدند وحتی بخشی از هزینه دوا ودرمان اورا قبول می کردند و آنگاه که مصیبتی فرا می رسید همه دست از کارمیکشیدند و در خانه صاحب عزا جمع میشدند وبا عزاداری وشیون تسلی بخش دلهای شکسته باز ماندگانش میشدند وبا سلام وصلوات واحترام فوت شده را به مزارش میبردند و تمامی امور کفن ودفن توسط اهالی وفامیل انجام میشد و با یاوری وکمک اهالی مجالس سوم وهفتم وچهلم برگزار میشد .

یاوری که متاسفانه ازطرفی با شروع شهر نشینی و جامعه مدرن در چند دهه اخیر کم رنگ شده است واز طرفی دیگر ورود تجملات وامکانات مدرن رفاهی در زندگی افراد ،که با زیاده خواهی وتوقع فراوان هم همراه است وتامین آن فراتر از حد توان یاوران است وغیر ضروری ، میل به یاوری را تضعیف کرده است وافرادی آنقدر غرق در زندگی شهری شده اند که نه تنها به فرهنگ یاوری برای حل مشکلات دیگران باور ندارند بلکه با سردرگمی ،فراتر از آن حتی بعضی ، هویت واصالت تالشی خود را که سرشار ازفرهنگ ورسوم ارزشمند است را ازدست داده اند وآنان را با مردم تالش دیارشان وحتی از خود بیگانه نموده است ،

با وجود براین هنور بیشتر افراد تالش که در شهر ها ومخصوصا در روستا ها زندگی میکنند با روح یاوری در تالشان بیگانه نیستند ویاوری را حداقل در محدوده کمتر بین فامیل وهمسایگان خود بکار می برند،شایسته است هرکدام از ما تالشان ضرورت پاسداری از فرهنگ غنی واصیل تالش و سنت های ارزشمند آن را ضمن زندگی در جامعه شهری گرامی بداریم و در شادی وغم ومشکلات نزدیکانمان یاوری نماییم .

.:

درباره وبلاگ

پروفایل من


***بنام آنکه جان را فکرت آموخت*** باسلام و عرض ادب و احترام - رضا نعمتی کرفکوهی هستم اهل روستای کرفکوه دارباغ از شهرستان فومن، استان گیلان ساکن فعلی کرج.ورود شما بازدید کنندگان محترم را به وبلاگ "سرزمین نوروز" خیر مقدم می گویم .دراین وبلاک اشعار تالشی، فارسی،مقالات،نقد گفتارهای فرهنگی و طنز نوشته ها،اثر اینجانب منتشر می گردد.علاقه مندان می توانند برای دیدن و مطالعه هر مطلبی ،بر روی همان مطلب کلیک نمایند.خوش آمدید،خوش بومائیدی،خوش گلدی،خش اومینه،خش آمیرون.مهرتان جاوید.
نوشتار ( مقالات)
تعداد کل بازدید کنندگان
تعداد کل بازدید ها: 92881