سرزمین نوروز
دراین تارنما،مجموعه اشعار تالشی و فارسی، مقاله ها و طنز نوشته ها، اثر رضا نعمتی کرفکوهی ارائه میگردد. 
وسا
کانال تلگرام ما
جملات دکترشریعتی

(فشتمقولی  ومرد اعرابی)

(نگارنده رضا نعمتی کرفکوهی)

... و روزگاری که مرا در دیار ماوراالنهر بهرسیروسیاحت اندر مخلوقان عالم در حال بسر بردن بودی. روزی که مرا در سیر بودی ناگهان سر از دیار چولستان!! (بادیه ای بی آب وعلف) در آوردمی که از آن دوردست عجایب هیبتی مرا نظر بجلبانندی.

در حالی که آفتاب هم مشغول سوجاندن پوست مرا بودی بناچاردست برابروان بنهادمی وزیر الطاف سایه آن ویندگان اندازی بنهادمی وناچارن بویندمی که عجایب خلقه ای شبیه به آدمیزاد ازآن دوردست در حال کونه گیجه بودندی!

گاهی پیش آمدی وگاهی پس برفتندی وگرد اشتن بچرخندی. به اشتن بواتمی حتمن باید برومی به پیش تا او را از نزیک ویندن نمایمی که او را  معرکه ازچه قراربودندی. سرزنش خارمغیلان بتحّملمی و ره ریگزار طی مسیر بنمودمی،به نزیکایش چون آرسیدمی ویندمی مردکی از تازیان بودندی وشندری درکله وکچبه ای برداوره اش بنهادندی تا آن شندر باد نبرندی!

مرا چون به لفظ اعرابی تسلط کامیل بودندی بدان لفظ اورا سلامی بدادمی،پسان او هم از اعماق حلقومش برسلامم علیکی بواتندی. پسان برگرد سنگی که سنگین هم بودی بچرخندی وبا دو دسانش همی بر آن زور بژنندی وخواستندی آن را زجایش بیاشتندی، بما زورش ناآرسندی وکاله زور بژدندی.پرسان نمودمی ترا دنبال چه بودندی؟ وآن سنگ را چکار داشتندی؟ او بواتندی در زیرش ماره چچولی اشتن را جیگا بدادندی خواهمی او را گرفت نمایمی وبهر ناهارم کبابی از آن بسازمی و اشکمی ازعزا بدرآورمی .پسان از من بپرسندی تورا کیستندی ودر اینجا چه کاری باشندی؟ بدو بواتمی مرا فشتمقولی پشه وری بواتندی واز دیار بین الشپلین بیامدمی. کار مرا سیرو سیاحت اندر مخلوقان عالم بودندی. کنون مرا خوشوخت از آشنایی با ته بودندی.

 حال تو بگوی  که تورا که باشندی؟ او بواتندی مرا اعرابی بودندی و مرا بسان تو عجم نبودندی ودر کلام گنگ و لکنت نداشتمی وبر زبان اشتن بنازمی.کنون ساعتی باشندی که چلپاسه ای مرا مشغول اشتن بنمودندی وگرفتنش بر من سخت بشدندی .

بدو بواتمی مرا نیز بر چند زبان رایج عالم از قبیل رومی-یونانی-عبری- اعرابی- پارسی- چینی- قبطی و بین الشپلینی! تسلط کامیل بودندی. حال بگوی ترا چه هنری در سر بودی؟

بگفتا مارا هنردر زبان بودی وشمشیردرنیام. پسان بگفتمی زبانت که مادری بودی وبهر فراگیری ترا زحمتی نبودندی.لیک شمشیر ساختن تو را بهر هنر می پذیرمی.که ساختنش خود هنری باشدی که در دست داشتندی. بگفتندی خیر شمشیر راهم قوم جوهود بهر ما بساختندی.

پرسیدمی پس پوستین وگالوشت ازکجا مهیا بشدندی؟ بگفتا کافله گان (کاروانیان) از شامات بهر ما آوردندی.بگفتمی ما را هنرچموش دوزی دردستان بودی و پوستین اشتن را خود ببافتندمی.

پسان پرسان نمودمی دانیش ازکجا آموختندی؟بگفتا ندانمی دانیش چیستی!! تاکنون نامش نشنیدمی!!

بگفتمی دانیش همان بودی که گردر ثریا بودندی مارا بدان دست یافتن بودندی که مارا از روزگاران پیشین زونوستگاهی بودی که آن را (گندی شاپور) نام بودندی  که شما را حتا بر گفتن آن عاجز بودندی وآن را (جندی شابور) بگفتندی.

حال در آن خصوص که مارا عجم و گنگ! و اشتن را اعرابی ومتکلم می نامندی، بایدی چند کلمه را با من تکرار نمایندی. تو بگوی پپو- بگفتا ببو!! گفتمی واقعن که ترا ببو بودی!!

 بگفتمی بگوی گوناگون پسان او بگفتا کوناکون! بگفتمی حق ترا براین باشدی که همیشه کوناکون بروی!!(مرتجع)  پسان بدو بگفتمی من نه تو،چطور می شوندی مرا که قادر بودندی تمام بیست وهشت حروف تو را بتلفظانمی مرا عجم وگنگ نامندی ولی توراکه عاجز بودی و نتوانندی فقط چهارحرف مارا بتلفظانندی صریح السخن ومتکلم بودندی؟!! حال گیرمی که تو را متکلم وحراف باشندی ومرا الکن وعجم، بما بوزون که حرافی و وراجی هنرنباشدی. هنردر آن بودی که ز دسانت برایندی ودر کله ات اندیشه ای واختراعی بتراوشانی.

حال خواهمی اختراع مخلوقان بین الشپلین را بر ته واتن نمایمی که آنان برای یاشتن جسم سنگین از زمین ( ترم !!) را اختراع بکردندی!!. تو رو دوتا پوئه آورندی تا ترا واتن نمایمی که سنگ را چیته از جایش یاشتن نمایی. پسان برفتندی آن چوبان بیاورندی بگفتمی ترم بر زیر سنگ بجیکرندی وسنگ دیگه ای را بر زیرآن ترم بنهادندی پسان سرترم را پایین بکشندی. تا او چنین بکرد آن پیله سنگ زجا یاشتن بشدندی و ماره چچولی از بن آن بوشت نمودندی.  پسان من بهر دانیش پیش بگرفتمی راه ثریا/او نیز بهر درآوردن اشکمش ازعزا، به دنبال ماره چچول بگرفت راه صحرا!!

( به بقل از سیاحت نامه فشتمی اثرفشتم الفشاتم فشتمقولی پشه وری)!!                               

[ پنج‌شنبه 14 فروردین 1393 ] [ رضا نعمتی کرفکوهی( سرزمین نوروز) ]
.:

درباره وبلاگ

پروفایل من


***بنام آنکه جان را فکرت آموخت*** باسلام و عرض ادب و احترام - رضا نعمتی کرفکوهی هستم اهل روستای کرفکوه دارباغ از شهرستان فومن، استان گیلان ساکن فعلی کرج.ورود شما بازدید کنندگان محترم را به وبلاگ "سرزمین نوروز" خیر مقدم می گویم .دراین وبلاک اشعار تالشی، فارسی،مقالات،نقد گفتارهای فرهنگی و طنز نوشته ها،اثر اینجانب منتشر می گردد.علاقه مندان می توانند برای دیدن و مطالعه هر مطلبی ،بر روی همان مطلب کلیک نمایند.خوش آمدید،خوش بومائیدی،خوش گلدی،خش اومینه،خش آمیرون.مهرتان جاوید.
نوشتار ( مقالات)
تعداد کل بازدید کنندگان
تعداد کل بازدید ها: 91098